هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
210
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
دوم . « گلخوران » ، « 1 » كه از توابع « سارى » است . قريه « بهنمير » « 2 » ، نزديك راه و كنارهء دريا واقع است [ و ] مشتمل بر 5 محله . ( كه به اصطلاح « مازندرانىها » ، توابع قراء بزرگ را محلّه مىگويند ، و حال آنكه خود آن محلهها ، هريك قريهاى مىباشند . ) اسامى اين پنج محلّه از اين قرار است : [ 1 ] بهنمير . [ 2 ] عزيزك . [ 3 ] هرومرد « 3 » . [ 4 ] قطب كلا . [ 5 ] دراب دان « 4 » . از « بهنمير » كه مىگذرد ، قريهء « روشندان » ، خالصه تيول « مظفّر ميرزا » ست . « چپهكه رود » ، از ميان بلوك « بهنمير » و « گلخوران » جارى است . قراء بلوك گلخوران : [ 1 ] ميستان [ 2 ] دونچال ، ملكى « ميرزا مسيح » و « عباس قلى خان ارباب » و [ 3 ] كردكلا ، محل طوايف « كرد » و « ترك » ، كه تيول « اشرف خان » ولد « خدا مراد خان » است . معروف اين است كه « ابراهيم ادهم » در سامان « چپهكهرود » مدفون است . يكشنبه ، سلخ « 5 » [ رمضان 1292 ه . ق . ] 2 فرسخ و نيم الى 3 فرسنگ است . صبح ، سوار شده ، از راه خوبى كه جنگل را تراش كرده بود ، گل هم نداشت ، رانديم . از « سياهرود » ، كه جسرى از چوب بر روى آن بسته بودند ، پيادهرو شديم ، رانديم به جنگل « انارستان » و « ازگيل » . « انار » و « ازگيل » بىحساب دارد . خيلى راه رفتيم به كنار دريا ، اوّل به كالسكه نشسته ، بعد سوار اسب شده ، رفتيم به جنگل « انارستان » . « ساعد الدّوله » ، 3 خروس قرقاول نزديك منزل « لارين » ، در جنگل انار زده بود .
--> ( 1 ) . گيلخوران يا گلخواران هم گفته مىشود . ( 2 ) . در اصل : بهمنير ( 3 ) . نام آن بعدها به خردمرد و امروزه به خردمند تغيير يافته است ( 4 ) . امروزه به آن داراب دين روشن گفته مىشود . ( 5 ) . منظور : آخر ، سىام .